یادم نمیرودت
-
تاریخ: 1405/5/30 ساعت: 12:58
همه ى انتخاب هايت غلط شب، غربت، ترك، من هيچوقت يادم نمى رود من سراپا عشقم پرنده را پرواز و پريدن و تو هرزگى، شورى و چريدن من از همه ى روزهاى بى تو گذشت متنفرم كاش قاره ها جدا نشده بودند كه عاشق آن يك وجب خاك نبودم هيچوقت يادم نمى رود هنوز لبخندت سركوبم ميكند چشمهایت تیرباران موهایت شاهرگم را می زند ...
يادم نميرودت
-
تاریخ: 1397/11/6 ساعت: 14:30
همه ى انتخاب هايت غلط شب، غربت، ترك، من هيچوقت يادم نمى رود من سراپا عشقم پرنده را پرواز و پريدن و تو هرزگى، شورى و چريدن من از همه ى روزهاى بى تو گذشت متنفرم كاش قاره ها جدا نشده بودند كه عاشق
چشمها
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 17:01
صاعقه میزند قلبم یادت باز هذیان میگویم کلوزاپین لعنتی، سرم را راه می اندازد سرترالین.... من درونت را می بینم تو هنوز لجبازی و من عاشقش تو هنوز دوری و من فاتحش بین منو تو اگر مریخ هم باشد می آیم جهنم اگر باشد قلبت، می خواهم من درونت را می بینم چشمها هرگز دروغ نمی گویند نمی توانند، لب هایت دوخت
برای میم 2
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
خوابند مردم پایگاهشان صحرای سرد مغز من است شمشیر به دست٬ می خوابانند یادت است گفتم تو نبودی٬ هیچکس نبود؟ دردیست بودن!! نبودم٬ نبودی٬ نیستی٬ نخواستی باشی٬ نمیخواهی باشی نمی خواهم باشم کاش نمی بودی... چشمهایت دروغ نمی گوید.. می خواهد٬ نمی تواند خون از بینی ام می ریزد.. چقدر فرصت است اندک. ۲۴ فروردین ۱...
گذشت؟!!
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
خواب دیدم در جهنم خواب بودممغزم را آرام می سوزاندیبا یخ٬ جهنمت سرد بود می شناسی مرا٬ می گذشتم... گرم بودی٬ عاشقانهدرد بودی٬ وحشیانهسالها بود فکرت نکرده بودمفکرت را قبلا کرده بودم می شناسی مرا٬ می گذشتم... زودتر از اینهابرای مادرم نبود٬ نفس نمی کشیدیاشک های خواهرم نبود٬ امروز نمی خندیدیدستهای خسته ی ...
هیچ
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
همه چیز می خواهمو هیچ نیستچون از هیچ آمده ایمتمام این سالها وجود نداشتموجود نداشتند سالهانمی مردندتمامم اینجا دیگرتمام دیگر آرزوهایم اینجاپوشانده شدند با قیر خالصسیاه اما نرم مثل صورتتنه صورتکت که داشتیوانگشتانم را حس نکردراست می گوییمن اگر جان داشتم، بیزار نبودمقلب داشتم، اشک نمی دیدمروح میداشتم، خ...
هذیان
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
سراب می بینم شبهاکابوس خواب راحتچه دردناک است بی درد بودنتوهم سختی دیدنهذیان می گویم بازنمی توانم هایت را نمی توانمتیر است در قلبسرب داغ پمپاژ می کند در رگهایمریشه ام می خشکاندبس نیست گلوله بارانم؟تیرباران غربتکه یک انسان نبینی انسانتیرباران تنهاییمادر خواستن و دیوار دیدنتیرباران حسرتکه اگر این می ش...
رستگار
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
دوباره سه شنبه باران آمد قطارِ یادگاری هایت با من یادم هست موهایم را برایت چتر کردم انگشتانم تگرگ اسید روی صورتت رستگاری نزدیک است برای ندیدنت دلم تیر می کشد سرم کریستال ۱۰ تیر را یادم هست قلبم را چنگ می زند اشک هایت من سرم پر از تو است تو و عطر یخ ورساچی تو و من با دیوار خیابان تنهایی یادم هست رستگ...
اما اینبار
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
بی تابم خون بالا می آورم همان پسرک غمگین دیروز برایت می میرم نفست را می گیرم اما اینبار نفرینند آنان که نمی بینند پرواز را پریدن بال نمیخواهد٬ قلب میخواهد پسر٬ بچه میسازد٬ اما مرد٬ بچه میسازد من دلم آسمان مست بوی پیراهنت مست چشمانت در خواب مست موهایت در باد نفرینند آنان که شهر را آتش زدند سگها از گر...
نميبخشم
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
اوایل گاه گاهی بود، بیدار اواخر آه آهی بود، بیمار هنوز متنفرم از روز حادثه ی دیدار تو مسافری، جا می مانی از قطار کاروانت ناامید، گدایی می کنی بهار هرزه های مدرن اجتماع میخورد زهر شهوت انتشار میکند مادرت افتخار پدرت چه میداند انزوا تو اینجایی و میخوانی تو به من معتادی دستهای من طلسم می کنند روحت را م...
به جهنم
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 15:08
صدایت می زنم کفشهایم پاهایم را میزنند تو ، دلم را می زنی به جهنم سالها طول کشید تا بفهمم زندگی هیچ نیست جز عشق ایستگاه قطار خالیست که من هستم و من مسافری نمی آید به جهنم ببر مرا با خودت تا ببینم سوختن چشمهایت را گُر بگیرد قلبم از اشکهایت بوی عطرت را جان بگیرم دستهایت را آسمان بگیرم به جهنم برگرد که ...